خصوصيت ديگر عصر كنجكاوي دايرةالمعارفي بود. از يك سو، تحت تأثير فلسفهٴ ارسطو، و از سوي ديگر، بر اثر رشد روزافزون سواد و دموكراسي، تعدادي از دايرةالمعارفنويسان سرگرم اقناع عطش علمي و فلسفي تودههاي هرچه بزرگتري بودند. اين فعاليت در قلمرو مسيحيت غربي مشهودتر بود، چون در آن هنگام، در جريان رونقي ويژه قرار داشت. ونسان دوبووه، آلبرت كبير، برونتو لاتيني، ژان دومون، ياكوب مايرلانت، راجر بيكن را به خاطر آوريم.
دامنهٴ انتشار اين آثار را ميتوان از تعداد زبانهاي محلي دريافت كه تدريجاً جايگزين زبان عالمانهٴ لاتيني ميشد. ولي چنين گرايشهايي در همه جا مقبول بود و گواه تأليف رسالههايي به عربي، عبري، فارسي، يوناني، سرياني، و چيني است.
اكنون، مهمترين پرورشگاه آينده بيشك قلمرو مسيحيت لاتيني بود، و ما در آن شاهد افشاندن بذر اصول ابن رشدي، اسكوتي، تومايي، و بالاتر از همهٴ فلسفهٴ تجربي هستيم.
و. رياضيات و اخترشناسي
1. مسيحيت غربي. الف) انتشار ارقام هندي. استفاده از اين ارقام تدريجاً ولي با كندي زياد انتشار يافت. استفاده از ارقام هندي در فلورانس و پادوا ممنوع شده بود، و اين بدان معني است كه دست كم عدهاي درصدد استفاده از آن بودهاند.
ولي اين چيزي جز دليل فرعي نيست. در اين مورد خاص، از دنياي يوناني اطلاعات بهتري داريم، چون دو رياضيدان برجستهٴ بيزانسي به نامهاي پاكيمرس (پاخومرس) و پلانودس رسالههايي در توضيح كاربرد اين ارقام نوشتند. برجستهترين عالم حساب مغرب، يعني ابن بناي مراكشي، در رسالهٴ تلخيص
مرتباً اين ارقام را به كار برده، ولي از آن جا كه وي مسلمان بود اين امر موجب تعجب نميشود.
در توجه به مسيحيت غربي مهمترين دليل عقبماندگي آن در اين زمينه اين است كه زيج آلفونسي تأليف شده در حدود 1272، احتمالاً فقط شامل ارقام رومي بود. اين مطلب را فقط ميشود حدس زد، چون نسخهٴ اصلي در دست نيست، ولي اين احتمال قريب به يقين است.
ميتوان توضيحات زير را خاطرنشان كرد: رياضيدانان عرب و يهود كه در تدوين زيج شركت داشتند بيشك با ارقام غبار آشنا بودند، ولي اين ارقام با خط عربي مربوط بود و در واقع جزء لاينفك آن بهشمار ميرفت؛ و طبيعي است به محض اين كه خواسته باشند به لاتيني يا اسپانيايي بنويسند آن ارقام را هم با خط عربي كنار بگذارند. انتقال از ارقام غبار به ارقام رومي بخشي از جريان ترجمه بود و برايشان بيش از مجموع كار غرابت نداشت.
ب) مترجمان رياضي. بدون وارد شدن در جزئيات زياد اين موضوع، واضح است كه فعاليت رياضي مسيحيت غربي هنوز بيشتر متكي به عوامل خارجي بود. همين مطلب در مورد يهود